| |
|
ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمی شنوند،چه تلخ است قصه ی عادت.

|
|
|
علیرضا ساکن محله امام زاده حسن در جنوب تهران است و در مقطع دوره راهنمایی مشغول به تحصیل است.اوبا رویای رفتن به دانشگاه زندگی می کند.می گوید هر روز از امام زاده حسن به خیابان انقلاب می آیم ودر کنار نرده های دانشگاه تهران با ترازوی کوچکی که دارم روی قالیچه قرمز رنگم می نشینم تا با پولی که از راه اندازه گیری وزن مردم به دست می آورم مخارج زندگی و هزینه تحصیل شبانه را تامین کنم.او روزی حدودا هفت هزار تومان از این راه در آمد دارد و طول روز علاوه برکاردر پیاده روی خیابان به درس خواندن هم مشغول می شود.علیرضا با کوه اراده و همتی که دارد روزی با عبور از نرده های دانشگاه تهران به رویا های خود که همان تحصیل در دانشگاه می باشد جامع عمل خواهد پوشاند.درود به این همه غیرت و مردانگی.

|
|
|
کفش نداشتم گریستم تا اینکه مردی را دیدم که پا نداشت.

|
|
|
منطقه تفریحی ،ورزشی آبعلی جایی است که تهرانی ها درزمستان روز تعطیلی آخرهفته را درآنجا می گذرانند تا با اسکی با تیوپ روی برف خستگی یک هفته کاروتلاش راازتن بیرون کنند.هیاهوی تیوپ سواران فضای سفید پوش منطقه را درهاله ای ازشادی وغم فرو می برد. تیوپ سواری ورزش کم هزینه ای است که البته خطرات پیش بینی نشده ای هم به همراه دارد.سرعت زیادو واژگون شدن تیوپ، برخورد تیوپ سواران با مردم و...این نکته را گوش زد می کند که گاهی فاصله مرگ و زندگی تنها یک فریاد است.








|
|
|
مراسم عروس مقدس(ازدواج پیر شالیار با بهار خاتون) در روستای اورامان، کردستان بر گزار می شود.بهار خاتون دختر پادشاه بخارا که کر ولال بوده به دستور پدر با عموی خود جهت مداوا راهی اورامان محل زندگی پیر شالیارمی شوند.با رسیدن به اورامان بهار خاتون شفا می یابد و طبق توصیه شاه به همسری شالیار در می آید.مراسم عروسی دوروزادامه می یابد و مریدان به میمنت ازدواج پیر خود به شادی و سماع می پردازند.از آن روز تا کنون این مراسم هرسال در آخرین روز چهار شنبه و پنجشنبه نیمه اول بهمن ماه در روستای اورامان برگزار می شود.








|
|
|